دانلود آهنگ جدید هاتف هستی

دانلود آهنگ جدید هاتف هستی
Download New Music Hatef Hasti

آهنگ هاتف بنام هستی

خوش آن شعری که در مستی سرایی

نباشی خویش و از هستی سرایی

ترانه : استاد گلدم + موزیک : هاتف

تنظیم : رضا صادقی (ونکوور)

دانلود آهنگ جدید هاتف هستی

متن آهنگ هستی از هاتف

ز رویای تو بودم مست آنجا
نوشتم بی قلم بی دست آنجا

خوش آن شعری که در مستی سرایی
نباشی خویش و از هستی سرایی

در انگار ظریفی بی قرارند
تپش ها در دلم غم میشمارند

چراغش کن ولی ناکس نبیند
گل اما دست نامحرم نچیند

چراغش کن ولی ناکس نبیند
گل اما دست نامحرم نچیند

به نور دل منور کن رهش را
همایون کن هلال نامه اش را

نگاه عاشقم بر سبزه زاران
به گل بود خیره و نقاش باران

نگاه عاشقم بر سبزه زاران
Negahe Ashegham Bar Sabzezaran

به گل بود خیره و نقاش باران
Be Gol Bood Khireo Naghash Baran

ترانه آهنگ هستی از هاتف

به گلبانگی که رقص باد میکرد
به خوشبویی ز عشقم یاد میکرد

دلم غرق نوا و نور و گل بود
چو گل دم در کنار گل بیاسود

ز جان در جان پر مهرش دمیدم
منش با تیشه ی عشق آفریدم

ز جان در جان پر مهرش دمیدم
منش با تیشه ی عشق آفریدم

کجایند سرزمینی بی زمان بود
قلم در پیش و دستم ناتوان بود

ز رویای تو بودم مست آنجا
نوشتم بی قلم بی دست آنجا

خوش آن شعری که در مستی سرایی
Khosh An Sheri Ke Dar Masti Soraei

نباشی خویش و از هستی سرایی
Nabashi Khisho Az Hasti Soraei

به این آهنگ امتیاز دهید

میانگین امتیاز ۵ از ۵ - تعداد رای : ۱

اولین نفری باشید که به این آهنگ امتیاز می دهید.

تبلیغات

   
   
تمامی آهنگ های

کد آهنگ برای وبلاگ

دیدگاه ها

  1. بهرام
    18 ژانویه 18

    متن آهنگ هاتف هستی

    Text Music Hatef Hasti

    ز رویای تو بودم مست آنجا
    نوشتم بی قلم بی دست آنجا
    خوش آن شعری که در مستی سرایی
    نباشی خویش واز هستی سرایی

    در انگار ظریفی بیقرارند
    طپش ها در دلم غم میشمارند
    چرا غش کن ولی ناکس نبیند
    گل امّا دست نا محرم نچیند
    چرا غش کن ولی ناکس نبیند
    گل امّا دست نا محرم نچیند
    به نور دل منوّر کن رهش را
    همایون کن هلال نو مهش را
    نگاه عاشقم بر سبزه زاران
    به گل بود خیره و نقاش باران
    نگاه عاشقم بر سبزه زاران
    به گل بود خیره و نقاش باران
    تکست آهنگ هاتف هستی
    به گلبانگی که رقص باد میکرد
    به خوشبویی ز عشقم یاد میکرد
    دلم غرق نوا و نور و گل بود
    چو گل دم در کنار گل بیاسود
    ز جان در جان پر مهرش دمیدم
    منش با تیشه ی عشق آفریدم
    ز جان در جان پر مهرش دمیدم
    منش با تیشه ی عشق آفریدم
    کجایند سرزمینی بی زمان بود
    قلم در پیش و دستم نا توان بود
    ز رویای تو بودم مست آنجا
    نوشتم بی قلم بی دست آنجا
    خوش آن شعری که در مستی سرایی
    نباشی خویش واز هستی سرایی

    ترانه سرا : هاتف

    ترانه شعر آهنگ هاتف هستی

    ———————————————————————————————————————-

    از شما ممنونم مبیباک موزیک که این ترانه ی خوب و متفکّرانه و فلسفی را گذاشتید و بنده سوادم کمترازآن

    هست که تحلیلی نمایم و هاتف عزیز هنر هنرمندانه اش را چه در سرودن این شعر وچه در آهنگ بر

    همگان ثابت کرد و قدرت و توانایی خدا را آشکارا و با زبان فلسفه بر روی کاغذ آورد و با خوانش فوق العاده و

    بی مثالش همگان را به تفکّر نیایش گونه واداشت که همه ی اینها نعمات خداوند هست و بس

    ————————————————
    دوستان وکاربران عزیز اگر کسی در باره مضمون این شعر زیبا که هاتف عزیز نوشته و به زیبایی خوانده

    تحلیل بهتری دارد اینجا بنویسد تا استفاده کنیم وببخشیدم که سیکل ردّی سال ۶۰ دارم بنده و بیشتر

    نتوانستم به معنای این شعر زیبا پی ببرم

    درود بی پایان خدا بر هاتف و تمام خوانندگان این مرز وبوم پرگهر
    پاسخ دادن